الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
47
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
جلوه دهند و به اسم توحيد ، محو شعائر توحيد و آثار تاريخى اسلام و جنايتها و ضربههايى را كه وهّابيها بر آثار جاودان اسلام زدهاند ، مشروع بشمارند ! معناى تطبيقى « إله » و الوهيّت « إله » به معناى معبود نيست بلكه اسم جنس است براى مطلق خالق و صاحب و مالك و مطاع و رازق و محيى و مميت و سرانجام كسى كه داراى شؤون غير محدود ربوبيّت مطلق است ، بدون اينكه تعدّد يا تفرّد در آن مورد نظر باشد . به عبارت ديگر ، مسمّاى اين كلمه ذات متّصف به اين صفات عالى و كمالى است و جز به او به هيچ كس ديگر صحّتِ اطلاق ندارد . و منافاتى هم ندارد با اينكه « آلهه » جمع اين كلمه باشد ، چون گفتيم تعدّد يا تفرّد در مسمّاى « إله » ملاحظه نشده است ، چنان كه منافات ندارد با اينكه مشركان آن را به غير « اللَّه » نيز اطلاق كنند ، چون آنان بهزعم خود آنچه را « إله » مىخوانند ، از مصاديق مسمّاى « إله » مىدانند و قرآن مجيد هم كه آنها را رد مىكند ، در تطبيق مفهوم بر مصداق رد مىفرمايد . خلاصه آنكه مفهوم تطبيقى توحيد الوهيّت ، توحيد معبوديّت و توحيد عبادت نيست بلكه از توحيد ربوبيّت و خالقيّت وسيعتر و شاملتر است ، و هرچند برخى از مشركان در اطلاق كلمهء « إله » بر غير « إله » حق ، نظرشان به بعضى صفات ذات يا فعل « إله » بوده باشد و به ساير صفات يا اصلًا نظر نداشته باشند يا ديگرى را موصوف به آن دانسته باشند مثل معتقدان به ارباب انواع و مُثُل و ثنويّه ، امّا هيچ يك از اينها دليل بر اين نيست كه معناى تطبيقى « إله » ، معبود است و « لا إله إلّااللَّه » نفى معبود غيرخدا و اثبات انحصار معبوديّت به خداست ، بلكه در اين وصفِ